دلتنگی هایم در غربت
سلام.. پست امروز کمی تا اندکی غمناک است!!! دلم تنگ است.. هر سال این موقع چمدونهارو میبستم و خودمو واسه سفر اماده میکردم..
با حس عجیبی با حال غریبی دلم تنگته
پر از عشق و عادت بدونه حسادت دلم تنگته
گله بی گلایه بدونه کنایه دلم تنگته
پر از فکر رنگی یه جوره قشنگی دلم تنگته
دلم تنگه تنگه واسه خاطراتت که کهنه نمیشن
دلم تنگه تنگه برای یه لحظه کناره تو بودن...
من دل شکسته با این فکر خسته دلم تنگته
با چشمای نمناک ترو ابریو باک دلم تنگته
ببین که چه ساده بدونه اراده دلم تنگته
مثل این ترانه چقدر عاشقانه دلم تنگته دلم تنگته
پ ن : میدونم بیتا خواهره عزیزم خواننده ی ثابت و خاموش وبلاگمونه عزیزم این پست و که خوندی دلت واسه ی خواهرت نسوزه و قول بده واسه کسی نخونیش... ما خوبیم فقط گاهی دلتنگ..
حال این روزها با این همه دلتنگی غمگینم... تو این ٦ سالی که اینجام هنوز نتونستم خودمو عادت بدم.. یه وقتهایی واقعا کم میارم دلم میخواد نزدیک عزیزانم زندگی کنم...اگه باباتون انقدر خوب نبود همون روزی که اومدم باور کنید بر میگشتم برای اینجا ساخته نشدم.. دلم واسه یه جشن درست حسابی و توپ تنگ شده وقتی شماها به دنیا اومدید کسی کنارم نبود! نه جشنی نه مادری نه خانواده ای من بودمو من و البته یه همسره مهربون که سعی میکرد منو خوشحال کنه.. نیما که ٨ ماهش شد رفتم ایران و بعد از اون هر سال عید ایران بودم.. ولی الان نیکانمو کسی از نزدیک ندیده دلم واسه شما هم میسوزه که با داشتن یه عالمه فامیل مثل خاله دایی عمه عمو و از همه بهتر مامان بزرگها و بابابزرگها.. و و و با داشتن همه ی اینها اینجا تنهایید
..وای چی میشد این روزها تموم بشن و این عید بگزره تا من اروم شم.. شرایط طوری نیست که بشه برگشت ایران.. اونجا باباتون نه کاری داره و من فکر نمیکنم بعد از ١٧ سال زندگی در خارج از ایران بتونه تو ایران جا بیوفته نمیدونم خودش میگه که میتونه و به من قول برگشتن و داده البته نه حالا!!! میدونم خودش هم دلتنگه واسه دیدن خانوادش و به خاطره کارش نمیتونه بره ایران باز وضعییت من بهتره... خلاصه اینکه امروز شنیدم بعد از عید هم جشن عقد دختر عمه تونه هم خشن عقد پسر عمتونه.... و من خیلی دلم میخواست اونجا بودم و شاید دلیل نوشته شدنه این پست همین بود.. ازروی منو بابا خوشبختی واسه ی همه ی جووناس.. نیلوی عزیزم تبریک ما را از این همه فاصله پذیرا باش... حامد جان با اینکه گفته بودی تا شما نباشید از جشن خبری نیست! ولی باز هم تبریک میگیم...


دلتنگی هایم در غربت
